تبلیغات
فریادغم(مهدی)،غم،فریاد - ...Silence( سکوت)
دوراهک،غم،داستان؛فریاد،عشق،زندگی
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

>
themebox

پلاس لینک Link Exchange with Cry of sorrow وبذر پاپ فیس محبوب کن - فیس نما


سکوتی بلند……….
 

در امتداد این نگاه نشسته است.
 

یاد تو
 

چون هراسی سرد
 

مجمر وجودم را در بر گرفته است
 

من و این شکوه نگاه تو
 

تو و این نگاه ،بر نگاه خسته ام
 

نگیر نگاهت را
 

از من…….

A long silence

Sitting in the stretched look.

I remember

I fear the cold

Firebox is on me

You look at me and the Glory

And I looked, and looked tired

Take a look

I .......



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 3 دی 1391-08:13 ق.ظ

saeede
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 01:01 ب.ظ
سلام واقعا خیلی قشنگ بود
زندگی باور دعاهای قشنگ است برایت دعاهای قشنگ میکنم آنها را باور کن!
سجاد
چهارشنبه 30 اسفند 1391 04:43 ب.ظ
دلت را بتکان، غصه هایت که ریخت،تو هم همه را فراموش کن.......
دلت را بتکان،اشتباهایت تالاپی میافتد زمین
،بذار همان جا بماند ،
فقط از لابه لای اشتباهایت یک تجربه را بیرون بکش...

قاب کن و بزن به دیوار دلت......
دلت را محکم تر اگر بتکانی،تمام کینه هایت هم می ریزد....
... و تمام آن غم های بزرگ...


سال خوبی داشته باشین
و همه حسرت ها و آرزوهایت.....
محکم تر از قبل بتکان
تا این بار همه آن عشقهای بچه گربه ای! هم بیفتد.....
حالا آرام تر، آرام تر بتکان تا خاطره هایت نیفتد.....
.تلخ یا شیرین چه تفاوت می کند؟!
خاطره،خاطره ست باید باشد باید بماند....
کافی ست؟!!
نه هنوز دلت خاک دارد...یک تکان دیگر بس است..
تکاندی؟؟!!
دلت را ببین! چقدر تمیز شد. دلت سبک شد!
حالا این دل جای* او* ست...دعوتش کن ( خدا ) ، این دل مال* او* ست
... همه چیز ریخت از دلت همه چیز افتاد ...و حالا...
وحالا تو ماندی و
یک دل، یک دل و یک قاب تجربه،مشتی خاطره و یک* او*..
خانه تکانی دلت مبارک

سال خوبی داشته باشین
yadollahi
شنبه 7 بهمن 1391 10:24 ق.ظ
سلام...منتظر حضور گرمتان هستم

الهی!

نه من انم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو انی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد..نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

کس به غیر از تو نخواهم..چه بخواهی یا نخواهی

باز کن در که..که جز این خانه مرا نیست پناهی

موفق وسربلند باشی...
شک.فا
جمعه 29 دی 1391 12:09 ق.ظ
سلام منتظر حضورتم وبلاگ جالبیه
تبادل لینک می کنی منتظرتم
فریبا
یکشنبه 17 دی 1391 06:37 ب.ظ
دنیا کوچکتر از آن است

که گم شده ای را در آن یافته باشی

هیچ کس اینجا گم نمی شود

آدم ها به همان خونسردی که آمده اند

چمدانشان را می بندند

و ناپدید می شوند

یکی درمه

یکی در غبار

یکی در باران

یکی در باد

و بی رحم ترینشان در برف

آنچه به جا می ماند

رد پائی است

و خاطره ای که هر از گاه پس میزند

مثل نسیم سحر

پرده های اتاقت را

....

moein
شنبه 9 دی 1391 10:04 ب.ظ
سلام دوست عزیز
وبلاگ نگاه jafa-h.mihanblog.com عوض شده و به ادرس www.negahdl.com لطفا دوباره لینکمون کنید وخبربدین باچه اسمی لینکتون کنیم
زینب
جمعه 8 دی 1391 02:08 ب.ظ
سلام ممنون که به وب ما سر زدی !
متن های قشنگی تو وبت هست ...گرچه وقت نکردم همه شو بخونم اما خیلی عالین!
بازم به ما سر بزن و اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده ...
موفق باشی...فعلا
زینب
جمعه 8 دی 1391 02:08 ب.ظ
سلام ممنون که به وب ما سر زدی !
متن های قشنگی تو وبت هست ...گرچه وقت نکردم همه شو بخونم اما خیلی عالین!
بازم به ما سر بزن و اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده ...
موفق باشی...فعلا
زری
جمعه 8 دی 1391 11:57 ق.ظ
وای مهدی قشنگ ترین وبی رو که تاحالا دیدم رو تو داری
فوق العادس.
جمعه 8 دی 1391 08:38 ق.ظ
خاطره جالبی بود
وامیدوارم همیشه موفق و به مراتب بالایی برسید دررندگی انشاالله..........
مجید ع
جمعه 8 دی 1391 12:22 ق.ظ
سلام.من وقت نکردم تمام مطالب رو بخونم ولی وب خوبی داری اگه دوست داشتی تبادل لینک کنیم.فرهنگ ملایری
پنجشنبه 7 دی 1391 01:52 ب.ظ
سلام ، زیبا بود .
ممنون که بهم سر زدی .
شاد باشی .
چهارشنبه 6 دی 1391 11:23 ب.ظ
وبت عالیه ممنون میشم اگه به وب منم سربزنی
پاسخ مهدی عالی پور : خواهش می کنم .حتمادوست عزیز.
نغمه
چهارشنبه 6 دی 1391 11:26 ق.ظ
سلام ازشعری كه گذاشتید ممنون وب خوب و زیبایی دارید فقط بهتره قالب وبلاگتون را تغییربدهید خیلی دلگیره و آدموافسرده می كنه.بازم به وب من سر بزن ممنون
پاسخ مهدی عالی پور : ممنون ازپیشنهادت چون اسم وبلاگم راگذاشتم فریادغم این قالب ازنظرم بهش جالب اومد.
رحیم نیكنام
سه شنبه 5 دی 1391 03:22 ب.ظ
تملک در عشق کشنده است
به محض آنکه معشوق را مالک شوی آنرا کشته ای.
خیلی ها عشق را با دستان خود کشته اند.
دستان بسیاری از انسانها به خون عشقشان آغشته است .
آنها اکنون به سوگ عشق خویش نشسته اند .
آنان نمیخواستند که اینطور بشود اما با نادانی خویش قصد تملک عشقشان را کردند و آنرا ازبین بردند.
آنها نمیدانستند که عشق اسارت را بر نمیتابد.
نمیتوان مالک همسر شد ،نمیتوان مالک فرزند شد ،نمیتوان مالک شاگرد شد، نمیتوان مالک مردم شد....
هیچ چیز به اندازه حس تملک دشمن عشق نیست.

سلام دوست عزیز وب زیبایی داری اگه وقت کردی سری هم به وب من بزن ونظرت را بیان کن ممنون میشم.

سلام - موافقم - البته من با مالكیت مشكلی ندارم بلكه در نوع مالكیت و اینكه گاهی جای مالك و مملوك و ملك عوض می شودزمشكل دارم به نظر من عشق یعنی اینكه خود را مملوك معشوق بدانی یعنی معشوق مالك است كه زنجیر عشق را به دست دارد كه عاشق را به هر سوی بخواهد می كشد - حلقه افكنده بر من عشق دوست ........ می كشاند با خودش هر جا كه اوست (( یا بدین مضمون كه الان شعرش در ذهنم نبود و قریب به مضمونش را نوشتم)؛ و عشق یعنی فنا - یعنی فنای در دوست یعنی ندیدن خود و هستی و خوشبختی و موجودیت خود و دیدن عشق و كعشوق و فنا شدن در او و ذوب شدن در عشق و جز این هر چه هست یخاطر نسبتی كه ان شیئ با عشق دارد اعتبار دارد مثل عكس دوست و كتاب دوست و در مورد خداوند هم این ظریف حاكی و جاری است كه هر چیزی خدایی شد اعتبار دارد بنده خدا - زمین خدا - اسمان خدا - و .... و اینجاست كه عشق ماندنی می شود و باقی و مانگار و جز عشق و جذبه و عظمت و اعتبارش همه چیز فانی و میراست - ممنونم از حضورتان و معذرت از توضیح زیاد - باینده بالنده باشی عزیز -اراداتمند: رحیم نیكنام
رحیم نیكنام
سه شنبه 5 دی 1391 03:19 ب.ظ
تملک در عشق کشنده است
به محض آنکه معشوق را مالک شوی آنرا کشته ای.
خیلی ها عشق را با دستان خود کشته اند.
دستان بسیاری از انسانها به خون عشقشان آغشته است .
آنها اکنون به سوگ عشق خویش نشسته اند .
آنان نمیخواستند که اینطور بشود اما با نادانی خویش قصد تملک عشقشان را کردند و آنرا ازبین بردند.
آنها نمیدانستند که عشق اسارت را بر نمیتابد.
نمیتوان مالک همسر شد ،نمیتوان مالک فرزند شد ،نمیتوان مالک شاگرد شد، نمیتوان مالک مردم شد....
هیچ چیز به اندازه حس تملک دشمن عشق نیست.

سلام دوست عزیز وب زیبایی داری اگه وقت کردی سری هم به وب من بزن ونظرت را بیان کن ممنون میشم.

سلام - موافقم - البته من با مالكیت مشكلی ندارم بلكه در نوع مالكیت و اینكه گاهی جای مالك و مملوك و ملك عوض می شودزمشكل دارم به نظر من عشق یعنی اینكه خود را مملوك معشوق بدانی یعنی معشوق مالك است كه زنجیر عشق را به دست دارد كه عاشق را به هر سوی بخواهد می كشد - حلقه افكنده بر من عشق دوست ........ می كشاند با خودش هر جا كه اوست (( یا بدین مضمون كه الان شعرش در ذهنم نبود و قریب به مضمونش را نوشتم)؛ و عشق یعنی فنا - یعنی فنای در دوست یعنی ندیدن خود و هستی و خوشبختی و موجودیت خود و دیدن عشق و كعشوق و فنا شدن در او و ذوب شدن در عشق و جز این هر چه هست یخاطر نسبتی كه ان شیئ با عشق دارد اعتبار دارد مثل عكس دوست و كتاب دوست و در مورد خداوند هم این ظریف حاكی و جاری است كه هر چیزی خدایی شد اعتبار دارد بنده خدا - زمین خدا - اسمان خدا - و .... و اینجاست كه عشق ماندنی می شود و باقی و مانگار و جز عشق و جذبه و عظمت و اعتبارش همه چیز فانی و میراست - ممنونم از حضورتان و معذرت از توضیح زیاد - باینده بالنده باشی عزیز -اراداتمند: رحیم نیكنام
پاسخ مهدی عالی پور : سلام وممنون از شما دوست بزرگوارواقعا زیبا گفتی بزرگوار.
ممنون ازتوضیحات زیبای شما بزرگوار.
مهدی فولادیان
سه شنبه 5 دی 1391 01:56 ب.ظ
سلام
ممنون حضورتون
تو و این نكاه بر نگاه خسته ام زیبا می سرایید
سرافراز مانید یا علی
دوشنبه 4 دی 1391 09:09 ب.ظ
وبلاگ بسیار عالی داری
ممنون از تو دوست عزیز كه از وبلاگ ما دیدن كردی و نظر خودتو گذاشتی
rainy
دوشنبه 4 دی 1391 06:03 ب.ظ
آدمی را دیدم که

با سایه ی خود درد دل میکرد ...

چه رنجی می کشد وقتی

هوا تاریک است ...

m.m
دوشنبه 4 دی 1391 04:48 ب.ظ
ba sepas az hozor sabzetan

web khobi darid

movag bashid
سعیده
دوشنبه 4 دی 1391 01:30 ب.ظ
خدایا دوستت دارم به خاطر همه ی مهربانی هایت میدانم که ما انسان ها نمیتوانیم پاسخ آن همه خوبی هایت را بدهیم اشتباه میکنیم گناه میکنیم تو را کم سپاس میگوییم، چه زیبا گفت سعدی:هر نفسی که فرو رود ممد حیات است و چون برآید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب... پس خدایا ببخشای ناتوانیمان را که تو بی نیازترین بی نیازانی
حجت شیطونه
دوشنبه 4 دی 1391 12:47 ب.ظ
مرسی که بهم سر زدی
elina
دوشنبه 4 دی 1391 11:55 ق.ظ
سلام وب شما هم خیلی زیباست والبته متنی كه برام نوشتید ممنونم با تبادل لینك موافقید یا نه؟/
حدیث
دوشنبه 4 دی 1391 11:03 ق.ظ
سلام ممنون به وبم سر زدی خوشحال شدم
سعیده
دوشنبه 4 دی 1391 11:00 ق.ظ
شیرازیه میره غار حرا.فرشته میاد میگه:اقراء

شیرازیه میگه:ها؟

فرشته میگه یعنی بخوان!

شیرازیه میگه:جینگه جینگه سازمیاد از بالوی شیراز میاد
سعیده
دوشنبه 4 دی 1391 10:59 ق.ظ
نشون به اون نشونی که میگه:ما در پیاله عکس رخ یار دیدیم

....
دوشنبه 4 دی 1391 10:30 ق.ظ
هیچ چیز به اندازه حس تملک دشمن عشق نیست.
زیبا بود..
ممنون از حضورت..
همسفر عشق
یکشنبه 3 دی 1391 11:02 ب.ظ
سلام
با "شگفتی های قرآن" به روزم
منتظر حضور گرمتون هستم
hanieh
یکشنبه 3 دی 1391 09:45 ب.ظ
سلام بسیار زیبا بود مرسی که سرزدی بازم پیشم بیا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.