تبلیغات
فریادغم(مهدی)،غم،فریاد - روز وصل(A day)
دوراهک،غم،داستان؛فریاد،عشق،زندگی
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

>
themebox

پلاس لینک Link Exchange with Cry of sorrow وبذر پاپ فیس محبوب کن - فیس نما

در هوایت بی‌قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
 
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب
 
جان و دل از عاشقان می‌خواستند
جان و دل را می‌سپارم روز و شب
 
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب

می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب

ساقیی کردی بشر را چل صبوح
زان خمیر اندر خمارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر
همچو اشتر زیر بارم روز و شب

تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه دارم روز و شب

چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب

جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
 
تا به سالی نیستم موقوف عید
با مه تو عیدوارم روز و شب

زان شبی که وعده کردی روز وصل
روز و شب را می‌شمارم روز و شب

 

مولانا