تبلیغات
فریادغم(مهدی)،غم،فریاد
دوراهک،غم،داستان؛فریاد،عشق،زندگی
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

>
themebox

پلاس لینک Link Exchange with Cry of sorrow وبذر پاپ فیس محبوب کن - فیس نما

سلام  عید همگی مبارک

 

 

نمیدونم چی بگم فقط به یه زبان خیلی ساده میگم امیدوارم خوب خوش و خوشحال باشید و امسال به تمام ارزو هاتون برسید.

برای تک تک دوستان اروزی خوشی بر اورده شدن ارزو هاتون رو دارم.




نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 25 اسفند 1392-01:41 ب.ظ


ازدریا پرسیدن عشق چیست؟گفت خشکیدن...

 از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن....

 اززمین پرسیدن عشق چیست ؟گفت لرزیدن...

 ازآسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن....

 ازانسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان از درونش گفت جدایی...

ولی اگر از من بپرسند عشق چیست ؟می گویم تنهایی.



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
دوشنبه 26 اسفند 1392-04:53 ب.ظ

من: دکتر، چرا من خوب نمیشم؟؟؟


دکتر: {سکوت}


من: دکتر، با تو هستما. من چه مرگمه؟؟؟


دکتر: {باز هم سکوت}


من: آقای دکتر، با توام. من چم شده؟؟؟ لالی یا کر؟؟؟؟


دکتر: ببریدش، اون مرده... جواز دفنش رو صادر کردم...


عاشق این لحظه ام....





نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
جمعه 23 اسفند 1392-11:53 ق.ظ

کلماتم را 
در جوی سحر می‌شویم 
لحظه‌هایم را 
در روشنی باران‌ها 

تا برای تو شعری بسرایم، روشن 
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام 
سخنانم را 
در حضور باد 
این سالک دشت و هامون 
با تو بی‌پرده بگویم 
که تو را 
دوست می‌دارم تا مرز جنون



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
پنجشنبه 9 آبان 1392-10:47 ب.ظ

هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.
عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی.
اگر به شناخته چنگ بزنی، به ذهن چنگ زده‌ای و ذهن زندگی نیست.

بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی.. کمتر عشق بورزی، کمتر خواهی بود.
توان عشق ورزیدن تو، ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو، ترازوی وجود تو.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! تلاش نکن که عشق را بفهمی، عاشق شو!
و چنین است که خواهی دانست؛ این دانستن حاصل تجربه توست، این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست.
هر چه بیشتر بدانی در می‌یابی که هنوز چیزهای بیشتر و بیشتری باقی‌است تا بدانی.

عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز، ترانه عشق و جشن آن را بیاموز.
عشق نیازی بی چون و چراست، روح بی عشق قادر به حیات نیست.
عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است؛ عشق دروازه ملکوت است.
                                                             



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
پنجشنبه 9 آبان 1392-10:43 ب.ظ

ز ناله ی قطره ای که در جوی اب غرق می شود

 

دلم گرفته است.

 

اری دلم گرفته است

 

چرا که شعر باران

 

برایم کودکانه گشته است

 

و نوای نمناکش را فراموش کرده ام.

 

من صدای ورق های شعر تو

 

من صدای رعد

 

خاطره ها نوشته ام

 

و در کلاس عصر

 

توی دفتر سیاه چه غصه ها خورده ام.

 

و حالا…دلم گرفته است.

 

به صورتم ببار

 

به نداری های کودکانه ام ببر

 

به اشک های سرد!قلمرو عقده ها و ابرو

 

و سکوت پر از نگفته های کودکی.

 

هنوز هم نگفته ام چه ها گذشت…!

 

دلم برای خویش نه

 

برای ان صدا و طعم قطره های تو

 

و اینکه جوی اب کنارم نمی دود

 

گرفته است.


ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
چهارشنبه 6 دی 1391-02:20 ب.ظ


سکوتی بلند……….
 

در امتداد این نگاه نشسته است.
 

یاد تو
 

چون هراسی سرد
 

مجمر وجودم را در بر گرفته است
 

من و این شکوه نگاه تو
 

تو و این نگاه ،بر نگاه خسته ام
 

نگیر نگاهت را
 

از من…….


ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 3 دی 1391-09:13 ق.ظ


وقتی…

عکسی درون آینه به من گفت:

تو همیشه محکومی به ماتم

 

فقط آینه اتاق من چین های تنهایی چهره ام را نشانم می دهد…

تنها آینه اتاق من غمگین تر از من است…

 

امروز و روز پیش خیلی بیش از همه روزهایم درمانده ام….

یک غمباد مثل خوره به جانم افتاده…

 

چشم هام برق نومیدی دارند…

چند شبی است گلویم عجیب میسوزد…

تارهای صوتی گوش هایم فقط در شنیدن حادثه های تلخ حساسند…

 

به کجا می روم؟!

نمی دانم…

راستی خدا! چند روز دیگر مانده تا رخت سپید مردگان تن پوش همیشگی ام شود؟

حوصله زنده ماندن را ندارم…


ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
جمعه 1 دی 1391-04:49 ب.ظ



یلدا


شبی که


نفس های بی وزنی شعرم


به شماره افتاد


بغض غزل


قافیه در قافیه


به روی برکه شکسته شد


من


و نگاهم…


به انتظار صبح شدن یلدای چشمانت


چله نشین شدیم…




نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
پنجشنبه 30 آذر 1391-06:33 ب.ظ

سلام
به همه ی دوستان عزیز که به من سرزدن من تصمیم گرفتم که وبلاگی رو درست کنم ودراین وبلاگ ازخودم چیزی های بنویسم .





دوستانی که این وبلاگ را می پسندند وحاظر به تباد لینک هستن ما

راخبر کنن وما را باعنوان (فریاد غم )ثبت کنن.



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
جمعه 21 مهر 1391-01:37 ب.ظ

             هر شب وقتی تنها می شم حس می کنم پیش منی

        دوباره گریه ام می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمی شه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه

با این که نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

   بارون می باره و تو رو دوباره پیشم می بینم

             اشک تو چشام حلقه می شه دوباره تنها می شینم

قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من

شبهای جمعه که می یاد بیای سر مزار من

        دوباره باز یاد چشات زمزمه نبودنم

          ببین که عاقبت چی شد قصه با تو بودنم

خاک سر مزار من نشونی از نبودنت

دستای نامردم شهر چرا ازم ربودنت

               قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من

         شبهای جمعه که می یاد بیای سر مزار من

به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

        دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

        دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

فریاد هایم راداری؟


نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
پنجشنبه 20 مهر 1391-07:17 ب.ظ

ای عشق واقعی

چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود

بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی

تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم

پس بدان دوستت دارم امید گرچه پایان راه را نمیدانم

                                                    منتظرپیامت

هستم.


نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
جمعه 14 مهر 1391-07:30 ب.ظ

خسته شدم...

خسته ام میفهمی؟!

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانه این تنهایی...

بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت...

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ...

بخدا خسته ام ازسقوط...

I'm tired ...

I'm tired you know
?!

Tired of coming and going, and displacement.

Tired of being curved and love.

Tired of feeling lonely in this lonely ...

God I'm tired of repeating it silently ...

God I'm tired of all the lies smile ...

I'm really tired of the fall ...



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
دوشنبه 10 مهر 1391-08:40 ق.ظ

سرنوشت دیدی چه شد ازدست دادم هر آنچه که داشتم.

Fate will see what I lost everything I had.



نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 9 مهر 1391-07:57 ب.ظ

The broken heart in love

Burner does whine

Height and bent old man fall in love

Burner does whine

They claim that true love

Burner does whine
 
آن قلب شکسته در دست عشق

ناله ی سوز کشد

آن پیر مرد قد خمیده در دام عشق

ناله ی سوز کشد

آن که ادعای راستین عشق

ناله سوز کشد


ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 9 مهر 1391-07:32 ب.ظ

I'm just sitting ...

I drink tea, and I choked!



تنها نشسته ام...

چای مینوشم، و بغض می کنم!

ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
شنبه 8 مهر 1391-01:30 ب.ظ

God
   I succeeded
      Trying to break
          Wait in Despair
             Go wireless with
               Work without reward
                 Sacrifice in the Silence
                   No religion in the world
                     Anonymous majesty
                       Served without bread
                         Naive faith
                           EBay can be a good
                        Love without lust
                    Alone in the crowd
                Having friends
            Without knowing friend
        
Day
now


ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
پنجشنبه 6 مهر 1391-02:42 ب.ظ

عشق و دوستی از دیدگاه دکتر شریعتی

قسمت اول

و دوست داشتن از عشق برتر است...

دوست داشت از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تاهرجا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. عشق در غالب دل ها، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جاوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، برخلاف غریزه ها، هرکدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست.





ادامه مطلبAnother falconer

نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
پنجشنبه 6 مهر 1391-02:22 ب.ظ





نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
سه شنبه 4 مهر 1391-06:22 ب.ظ

When you love someone it’s necessary to let them know how you feel about them, and find a way to express this in the most poetic and thoughtful way is even more important. A great way to do that is to find great love quotes or create some that can make the person you are in love with feel how important he or she is in your life. Expressing those emotions in a poetic way it’s something you just have to do
وقتی عاشق کسی هستی لازم به آنها اطلاع دهید که چگونه شما را در مورد آنها را احساس کنید، و پیدا کردن یک راه برای ابراز این در شاعرانه و اندیشمندانه ترین راه است و حتی مهم تر است. یک راه بسیار خوبی برای انجام این کار این است برای پیدا کردن نقل قول عشق بزرگ و یا ایجاد برخی است که می تواند شما را در عشق با احساس می چقدر مهم او در زندگی شما. ابراز این احساسات را در یک راه شاعرانه آن چیزی است که شما را مجبور به انجام.


نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 2 مهر 1391-11:33 ق.ظ

Love is expressed as an action and experienced as a feeling. Yet, love has an essence that resists defining in any single way––it encompasses compassion, tolerance, endurance, support, faith, determination and more. Love reaches beyond romance and embraces us in all walks of life as we encounter one another and make choices about respecting and caring for each other.

عشق به عنوان یک عمل بیان شده و به عنوان یک احساس تجربه شده است. با این حال، عشق دارای یک جوهر است که مقاومت در برابر تعریف به هیچ وجه تنها - شامل محبت، تحمل، استقامت، پشتیبانی، ایمان، عزم و بیشتر است. عشق می رسد فراتر از عشق و پذیرای ما را در تمام جنبه های زندگی به عنوان یکی دیگر مواجه خواهیم بود و انتخاب مورد احترام و مراقبت از یکدیگر است.




نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 2 مهر 1391-11:12 ق.ظ

I was asleep one night
                                   I saw someone beating
            He opened in the
           I saw the sadness in beating
An unfaithful friend
                                  Learn sad promise
            Sad with all of alienation
            Every night I come

    


نوشته شده توسط :مهدی عالی پور
یکشنبه 2 مهر 1391-10:47 ق.ظ







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2